X
تبلیغات
زولا

شب آرزوها

جمعه 11 فروردین 1396 ساعت 00:53

اینو که بهش گفتم واسم نوشت پشیمونم پر....

جمله اش کوتاه بود اما درد داشت... غم داشت... حالمو گرفت... گوشیو گذاشتم زمینو رفتم نمازمو خوندم.

تو کل نمازم داشتم از خدا میخواستم که حرفای خودشو بذاره تو ذهن من... ازش خواستم صلاحو پیش بیاره، نمیدونم چند رکعت و چطوری خوندم اما قشنگ ترین نمازی بود که خوندم تا حالا. کل حواسم پیش خود خودش بود! 

بعدش به تی گفتم من خیلی چیزا رو فهمیدم که عذابمم داده این مدت اما مگه نمیخوای خوب بشی؟ گفت چرا... گفتم پس بیا طبق همون حرف قبلنات که بهم میگفتی به روانشناس نیاز دارم برو پیش یه دکتر... گفتم منم همراهت میام که وسطاش جا نزنی. گفت باشه

صداش کردم... گفت جانم:( دلم نلرزید... واقعا دلم خواست خواهرش باشم و دست داداشمو بگیرم و حالشو خوب کنم... گفتم پس من رو قولت حساب میکنم. گفت باشه

حالا تمام دلم به بعد از تعطیلاته... به اومدن تی... به تغییری که این سری خودشم میخواد پیش بیاره... 

به ش و متل هم گفتم... گفتم بیایید کمکش کنیم... اونام حالشون گرفته بود واسه این ضعف تی... واسه این حالی که داره... من اما نجاتش میدم... مطمئنم خدا این همه اتفاقای ریز و درشتو نچیده کنار هم که فقط ماها از رابطه بیاییم بیرون... مطمئنم ماها وسیله ایم واسه خوب شدن تی... امشب شب عزیزیه! ازتون میخوام هر وقت این متنو خوندین با نهایت وجودتون از خدا بخوایین که صلاح هممونو پیش بیاره و دست گرمشو از روی شونه مون برنداره.


نظرات (3)
جمعه 18 فروردین 1396 ساعت 12:21
چه کردی دختر؟ بیا بنویس
امتیاز: 0 0
پاسخ:
امشب حتما یه پست میذارم.
یکم درگیر رکود و سکوت شده داستان
چهارشنبه 16 فروردین 1396 ساعت 14:48
قبل از اینکه وبلاگ خودم برم اومدم وبلاگت و برای همین رمز رو ندیدم
الان اومدم و همه پست هات رو خوندم
من تجربه ی زیست !! با ادم بیمار رو داشتم و میدونم که خوب شدنی نیستن . البته امیدوارم این موردِ نادر از اون دسته ها نباشه و خوب شه
در هرحال نزدیک نشو .... صدمه میبینی
اینو با همه تجربه ام بهت گفتم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
فکر کنم کلا قابل درمان نباشن... چون اتفاقایی افتاد که تصمیم گرفتم بلاکش کنم و فاصله بگیرم فقط
شنبه 12 فروردین 1396 ساعت 10:17
چقدر زیر و بم داشت...
اما من باشم ازش بشدت دوری میکنم. میدونم نیتت خیره ولی این یه ریسک بزرگه که بخوای کمکش کنی.
امیدوارم هرچی خیره پیش بیاد.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
به شدت اتفاقا داره سینوسی میوفته...
آره خودمم کم کم دارم به این نتیجه میرسم. فکر کنم فقط دکترو بهش معرفی کنم و دور بشم ازش
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.